X
تبلیغات
سلسله نشست های بصیرت دینی - ميزگرد آسيب‌شناسي مقابله با فرقه‌هاي انحرافي و عرفان‌هاي دروغين؛

سلسله نشست های بصیرت دینی

برشی از فعالیت های فرهنگی مسجدالحسین(ع) تهران نو

ميزگرد آسيب‌شناسي مقابله با فرقه‌هاي انحرافي و عرفان‌هاي دروغين؛

فرقه‌سازان با استدلال‌‌ عوام‌پسند به ادعاهاي دروغين خود رنگ معنوي مي‌بخشند

خبرگزاي فارس: يك مدرس و پژوهشگر اديان با اشاره به خطبه 50 نهج‌البلاغه گفت: فرقه‌سازان با كمك مغالطات به مدعيات خود لباس حق پوشانده و با استفاده از استدلال‌هاي عوام‌پسند به مطالب خود رنگ معنوي، ديني يا عقلي مي‌زنند.

در زمان ما، ده‌ها فرقه انحرافي و آيين هاي عرفاني و معنوي خرد و كلان در دنيا و به تبع آن در سطح كشور به گونه‌هاي مختلف در حال فعاليت هستند كه برخي از آنان به صورت مخفيانه و برخي در سطح تبليغات مكتوب و برخي ديگر با نام عرفان و معنويت و نفوذ در رسانه‌هاي ارتباطي مي‌كوشند به جاي ايمان و معنويت حقيقي، پيرواني را گرد خود جمع كنند و بهره‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي خود را ببرند.
از سوي ديگر؛ اين حقيقت تلخ را بايد اعتراف كرد كه نهادهاي فرهنگي مسئول، در مواجهه و مقابله با اين انحرافات فكري و روحي و نيز در معرفي انديشه، اخلاق و عرفان ناب اسلامي به جامعه به خصوص به جوانان و تشنگان معنويت و عرفان، كوتاهي كرده‌‌اند و آن گونه كه شايسته بود فعاليت نداشته‌اند.
از همين رو، گروه آيين و انديشه خبرگزاري فارس بر آن شد تا ميزگردي را در اين زمينه با رويكرد «آسيب شناسي مقابله و برخورد با فرقه‌هاي منحرف و عرفان‌هاي كاذب» با حضور حجت‌الاسلام رضا نوين، مدرس و پژوهشگر فرق و اديان و حجت‌الاسلام تقي مددي از فضلاي حوزه علميه، ترتيب داده و مسائل گذشته و حال كشور را مورد بررسي قرار دهد كه مشروح آن در پي مي‌آيد.

* لطفاً به عنوان نخستين سؤال «فرقه» را معنا كنيد؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: فرقه از ماده «فرق» گرفته شده كه به معناي جدا كردن بين دو چيز، پراكندن و اختلاف است. از اين رو «فرقه» به دسته، گروه، جماعت و طايفه‌اي گفته مي‌‌شود كه از بقيه جدا شده باشند. (لسان العرب، ماده فرق) و در اصطلاح به شاخه‌هاي فرعي كه در اديان به وجود مي آيد گفته مي‌شود.
البته تعريف‌هاي متعددي از فرقه ارايه شده است و اين تعريف هاي متعدد با تغيير در شكل و ماهيت فرقه ها وشكل گيري فرقه هاي متعدد به وجود آمده است.
همه فرقه‌ها هم در بحث اديان به وجود نيامده‌اند بلكه بعضي فرقه‌ها برابر رسم و رسوم اجتماعي به وجود آمده‌اند اين هم دليل ديگري براي وجود تعريف‌هاي متعدد از فرقه است.
خانم سينگر (Margaret Thaler Singer) در كتابش به نام Cults in ourmidst مي‌گويد: فرقه سه فاكتور اصلي دارد: 1. رهبر خود انتصابي و مادام العمري 2. ساختار تشكيلاتي 3. انجام كارهاي برنامه‌ريزي شده روانشناختي و بازسازي فكري (مغز شويي).
به عنوان مثال همين فرقه «حلقه» يا «شعور كيهاني» كه چند روز پيش رئيس فرقه را براي چندمين بار دستگير كرده‌اند. ايشان خودش فرقه را ابداع كرده، يك تيمي تشكيل داده و خودش رئيس است. تشكيلات هرمي درست كرده در بخش‌هاي زيادي از كشور فعاليتش را گسترش داده و اعضاي فرقه را نيز بازسازي فكري مي‌كند.
كلمه فرقه به خودي خود معناي ناپسندي ندارد و چنين نيست كه كلمه «فرقه» حامل بار معنايي منفي باشد. در قرآن كريم، كلمه فرقه يك بار به كار رفته كه داراي بار معنايي مثبت است. «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّين»؛ چرا از هر گروهى از آنان، طايفه‏اى كوچ نمى‏كند تا در دين آگاهى يابند.(توبه/ 122). البته به مرور زمان چون به دسته‌ها و گروه‌هايي كه در مقابل «حق» قرار گرفته‌اند «فرقه» اطلاق شده، معنايي كه از اين كلمه تبادر مي‌كند وجود يا ظهور عده‌اي برابر «حق» است. يعني به مرور زمان بار معنايي منفي به خود گرفته است.

* تاريخچه فرقه‌گرايي به چه زماني باز مي‌گردد؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: فرقه‌سازي و فرقه‌گرايي، تاريخي به طول تاريخ انسان دارد و موضوع تازه‌ايي نيست كه در زمان ما يا دوران اسلام شكل گرفته باشد. در زمان هر پيامبري افرادي بودند كه با تفكرات ديگر، سد راه حقيقت و معنويت واقعي بودند.
بيشتر فرقه‌سازان، داعيه‌داران هدايت بشر به سمت سعادت هستند و صراط مستقيم الهي را سد كرده، مانع هدايت انسان ها مي‌شوند. تاريخ انبيا از فرقه‌سازي‌ها نمونه‌هاي بسياري دارد مثلا زماني كه حضرت موسي سلام الله عليه چهل شبانه روز براي عبادت در كوه طور بود، سامري با ساختن گوساله‌اي داعيه‌دار هدايت مردم شد و مردم را از مسير حق باز داشت.
روايت معروف و مشهوري از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نقل شده كه قوم برادرم موسي 71 فرقه شدند كه 70 فرقه آنان اهل ضلالتند و قوم برادرم عيسي 72 فرقه شدند كه 71 فرقه آنان گمراه شدند و قوم من، بعد از من به 73 فرقه تقسيم مي‌شوند كه 72 فرقه آنان اهل ضلالت و گمراهي است.
نبايد تصور كرده كه فرقه‌سازان چند مطلب باطل را كنار هم گذاشته و با استدلال‌هاي باطل اقدام به فرقه‌سازي مي‌كنند و گروهي را تشكيل مي‌دهند؛ بلكه آنها حق را با باطل مي‌آميزند و بر آن، لباس حق پوشانده و با استفاده از استدلال‌هاي عوام‌پسند به مطالب خود رنگ معنوي، ديني يا عقلي مي‌زنند.
حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام در خطبه پنجاهم نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: «پس اگر باطل با حق مخلوط نمي‌شد بر طالبان حق پوشيده نمي‌ماند و اگر حق از باطل، جدا و خالص مي‌گشت زبان دشمنان قطع مي‌گرديد. اما قسمتي از حق و قسمتي از باطل را مي‌گيرند و به هم مي‌آميزند، آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مي‌گردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت». اين كار، يعني آميختن حق و باطل، كار تشخيص را بر عده اي سخت مي كند.

* آيا مي‌توان انواع فرقه‌ها را به صورت كلي تقسيم كرد؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: بله، فرقه‌هاي موجود را با شاخص‌هاي متعدد مي‌توان تقسيم بندي كرد.
در يك تقسيم مي‌توان فرقه ها را به فرقه‌هاي اسلامي و غير اسلامي تقسيم كرد. منظور از فرقه‌هاي اسلامي، فرقه‌هايي هستند كه اهل آن فرقه‌‌ها قائل به شهادتين (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله) هستند و فرقه‌هاي غير اسلامي فرقه‌هايي هستند كه اهل آنها قائل به شهادتين نيستند.
آغاز شكل‌گيري فرقه‌ها در اسلام، همان روز رحلت نبي اكرم (ص) است كه عده‌اي در سقيفه جمع شده و خليفه انتخاب كردند. البته طرح‌هايي از قبل، در زمان حيات پيامبر داشتند كه روز سقيفه عملياتي كردند و اين امر موجب شد كه امت اسلام به دو دسته تقسيم شود. هر چند برخي از علماي اهل سنت، خوارج را اولين فرقه شكل گرفته در اسلام مي دانند.
فرقه‌هاي اسلامي به چند دسته تقسيم مي شوند:
الف) فرقه‌هايي كه محور تمييز و تشخيص آنها انديشه‌هاي كلامي است.
ب) فرقه‌هايي كه محور تمييز و تشخيص آنها انديشه‌هاي فقهي است. مثل مكاتب فقهي اهل سنت كه هر كدام يك دسته و طايفه‌اي را تشكيل مي دهند.
ج) فرقه‌هايي كه محور تمييز و تشخيص آنها انديشه‌هاي معنويت‌گرايانه است. مانند برخي از جاهلان صوفيه و دراويش كه اظهار مي‌كنند به مقاماتي مي‌رسند كه شريعت از آنها ساقط مي‌شود و در نتيجه، عبادت را ترك مي‌كنند.
علت عمده شكل‌گيري فرقه‌هاي اسلامي از بحث امامت نشأت مي‌گيرد. يعني اگر بحث امامت در بين امت اسلامي آن چنان كه پيامبر مطرح كرده بود مورد قبول واقع مي‌شد (عصمت و انتصابي بودن امامت) خيلي از اين فرقه ها شكل نمي‌گرفت. «شهرستاني» در جلد اول كتاب «الملل والنحل» صفحه 25 مي‌گويد: به خاطر هيچ موضوع ديني به اندازه امامت شمشير از نيام كشيده نشده است.

*مراد از جاهلان صوفيه و دراويش چيست؟

ـ حجت‌الاسلام مددي: بزرگان حكمت متعاليه و عرفان، مانند صدرالمتالهين (ره) و امام خميني (ره) دو تعبير در مورد صوفيه دارند. يكي محققين صوفيه و ديگري جهله صوفيه.
مراد از محققين صوفيه همان عرفاي بزرگ اسلامي مانند محيي الدين عربي، قونوي، سيد حيدر آملي، آقا محمد رضا قمشه‌اي، علامه سيد علي آقا قاضي و ... است كه از راه تزكيه نفس، كشف و شهود به حقايق مي رسند.
در اين نگاه، عارف و صوفي حقيقي به كسي اطلاق مي‌شود كه هم شريعت را مراعات مي‌كند و هم به دنبال حقيقت از راه تزكيه و تصفيه باطن است. لذا كتاب‌هاي معروف و معتبر عرفان نظري و عملي اسلامي (مانند تمهيد القواعد، شرح فصوص الحكم، مصباح الانس، فتوحات مكيه، شرح منازل السائرين، مثنوي معنوي، گلشن راز و ... ) پر است از كلمات تصوف، صوفيه، متصوفه و ... .
براي مطالعه بيشتر مي‌توان به تقريرات فلسفه امام خميني، ج‏2، ص، 156 و مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏23، ص 25 ، آثار علامه سيد جلال الدين آشتياني مانند پيشگفتار و شرح ايشان بر مقدمه قيصري، كتاب تحرير تمهيد القواعد آيت الله جوادي آملي مراجعه كرد.
اما جهله صوفيه آن دسته از صوفياني هستند كه علم كافي ندارند و مطالب بلند و بالا را بد و نادرست فهميده‌اند، يا بدعت‌هايي در دين پديد مي‌آورند و راه خود را از راه ائمه جدا مي‌دانند، يا وسيله را با هدف خود توجيه كرده و خود را پايبند به شريعت و ظواهر آن نمي‌دانند و آشكارا يا پنهاني مرتكب معاصي مي‌شوند يا برخي از آنها با فريب و حقه، مردم را به معنويت فرا مي خوانند اما پشت اين دعوت، مقاصد اقتصادي، اجتماعي، سياسي، سوء استفاده هاي جنسي و .... وجود دارد. اين چنين افراد در هر مكان و زماني محكومند و جالب اينكه خود عرفا و محققين صوفيه در كتابهاي خود اين چنين اشخاص را به شدت مورد مواخذه قرار داده‌اند.

* فرقه‌هاي غير اسلامي به چند قسم، تقسيم مي‌شوند؟

حجت‌الاسلام نوين: فرقه‌هاي غير اسلامي نيز به چند بخش تقسيم مي‌شوند:
الف) فرقه‌هايي كه دين هستند؛ كه خود به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
قسم اول؛ اديان ابراهيمي مثل دين يهود و دين مسيحيت، و فرقه‌هاي متعددي كه از اين دين‌ها جدا شده‌اند.
و قسم دوم؛ ادياني كه به عنوان دين پذيرفته شده‌اند ولي از نظر مسلمانان جنبه الهي و وحياني ندارند. مانند دين بودا و كنفوسيوس.
ب) فرقه‌هايي كه ادعاي دين دارند ولي خيلي از آنها حزب هم محسوب نمي‌شوند مانند فرقه بهائيت.
ج) فرقه‌هايي كه بعد از رنسانس به خصوص در قرن بيستم ميلادي به وجود آمده اند. مانند اكنكار، كاستاندا.
البته اين فرقه‌ها نيز شاخه‌هاي متعددي دارند كه مي‌توان آنها را با موضوع‌هاي متعددي تقسيم‌بندي كرد.

* علت پديد آمدن فرقه‌هاي معنويت‌گرا و عرفان‌هاي كاذب در غرب چيست؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: در قرون وسطي، سلطه كليسا بر افكار مردم و مقابله با علما، محاكمه و مجازات شديد دانشمندان، بخشش گناهان، فروش سند مالكيت بهشت، تفتيش عقائد، و ... موجب رويگرداني مردم از دين شد؛ لذا در دوره رنسانس و بعد آن مردم به شدت از دين و كليسا گريزان گشتند.
از طرف ديگر بايد توجه داشت كه خداوند مردم را با فطرت خداجويي خلق كرده و خداجويي، عبادت و گرايش به معنويت، جزء امور فطري انسان‌هاست. امور فطري ممكن است كه مورد غفلت قرار گيرند اما هيچ گاه از بين نمي‌روند و بزرگ‌ترين مأموريت انبياي الهي آشنا كردن مردم با فطرت خويش با تأمل و تدبر در آفاق و انفس بود.
بعد از آزاد شدن مردم از قيد و بند كليسا و سپري شدن آن گرفتاري‌ها و گذشتن مدتي از آن زمان، مردم مغرب زمين به فطرت خويش بازگشتند و چون هميشه نيازي از درون انسان‌ها در حال فوران است و آنها در بيرون، جوابي بر آن نياز پيدا نكردند در نتيجه عده‌اي در اين بين به دنبال رفع نيازهاي معنوي خويش رفته و به تجربه‌هاي معنوي دست يافتند و آن را براي عموم عرضه كردند و عده اي سودجو نيز از اين نيازهاي مردم سوء استفاده كرده و آنها را به سمت مقاصد اقتصادي و اجتماعي خود بردند و عمر، جان و مال مردم را هدر دادند. اين جريان هم اكنون نيز هست و همين دو امر باعث بروز و ظهور فرقه هاي نوپديدي در مغرب زمين گرديده است.
البته ادعا نمي‌كنم كه عوامل ديگري وجود ندارد بلكه علت عمده را عرض كردم.

* چرا مردم غرب، در بيرون، جوابي بر نياز باطني و روحي خود پيدا نمي كنند؟ لطفا اشاره به علت اين امر هم داشته باشيد.

حجت‌الاسلام تقي مددي: عموميت مردم غرب چنين هستند نه همه آنها چرا كه عموميت مردم غرب، به دين و كتاب مقدس خويش اعتماد ندارند يعني با يادآوري دوران تاريك قرون وسطي و با وجود مطالب عقل ستيز در كتاب مقدس ـ كه به عقيده ما تحريف شده است ـ نمي توانند دوباره به كليسا اعتماد كنند.
از طرف ديگر اسلام ناب و حقيقي، آن چنان كه بايد عرضه گردد، تبليغ نشده است يعني نه از طرف مسلمانان به طور كامل تبليغ شده و نه حكام مغرب زمين اجازه ترويج و تبليغ اسلام را به شكل كامل داده اند و متاسفانه برخي از فرق اسلامي مانند القاعده با خودسري‌ها و اعمال خلاف شرع به نام اسلام، چهره اسلام را تخريب كرده‌اند در نتيجه مي‌توان گفت مردم مغرب زمين در حال حاضر از نظر روحي و معنوي در بحران و سرگرداني به سر مي‌برند. يعني اگر همين مسائل را از كساني كه در غرب، مسلمان شده‌اند بپرسيم كاملا اعتراف مي‌كنند كه عموميت مردم غرب دچار بحران فكري و روحي‌اند.

* آيا ظهور فرقه‌هاي معنويت‌گرا و عرفان‌هاي كاذب ـ در غرب و شرق ـ فرصت خوبي براي عرضه معنويت اسلام به آنها نيست؟

حجت‌الاسلام نوين: اتفاقا مطلب بسيار دقيقي است، ظهور فرقه‌هاي جديد در مغرب زمين كه از سنخ فكري، معنوي و عرفاني است از جهتي جاي خوشحالي دارد و از جهتي جاي تأسف. جاي خوشحالي به اين جهت كه اين فرقه ها و ادعاهاي عرفاني دليل بر برگشت مردم به سوي خدا و اصل و مبدأ خويش هستند.
به قول مولانا:
هركسي كو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش
در عرفان اسلامي، بحث از مبدأ هست، بحث از معاد و برگشت است، بحث از سير و سلوك است، ارتباط با اصل و بالاست و انسان هم فطرتاً ـ اگر فطرتش سالم باشد ـ به سمت بالا حركت مي‌كند.
ما ز بالاييم و بالا مي‌روييم / ما ز درياييم و دريا مي‌روييم
لذا مردم واقعا تشنه معنويت هستند، ما بايد از اين فرصت‌ها بهترين استفاده ها را بكنيم، همه مسئولان فرهنگي بايد از اين فرصت هاي كم نظير بهترين استفاده ها را بكنند.
جاي تأسف هم به اين دليل كه با عرفان‌هاي كاذب، آب زلال كوثر كنار گذاشته شده و دنبال سراب مي‌گردند. هر كسي بخواهد به عرفان ناب و به اصل خويش برسد بايد از مسير هدايت حقيقي حركت كند و مسير هم تنها مسير اهل بيت صلوات الله عليهم است.

* قبول داريد كه جوانان بيشتر دچار مشكلات فرقه‌اي مي‌شوند؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: بله جوانان جزء اولين گروه‌هايي هستند كه با اين فرقه‌ها آشنا مي‌شوند. جوانان تنوع را دوست دارند در نتيجه اين بحث‌ها و آداب و رسوم جديد را دنبال مي‌كنند و چون زير ساخت‌هاي اعتقادي جوانان محكم نيست خيلي وقت‌ها به جاي اين كه جوانان از آيين و دين خود حمايت كنند به وسيله مطالب همين فرقه‌هاي جديد، آيين و دين خود را به چالش مي‌كشند. البته دين اسلام، دين تعقل و آزاد انديشي است و قرآن و اهل بيت هميشه انسان‌ها را به تعقل دعوت كرده اند ولي بيشتر جواناني كه جذب فرقه ها مي شوند دنبال جواب براي پرسش ها و شبهات به وجود آمده توسط يك فرقه نمي روند و آن ها مقبول تلقي مي كنند.
بايد توجه كنيم كه عصر حاضر، عصر اطلاعات است، سانسور خبري نمي‌تواند جوابگوي مسائل باشد. نمي‌توان جوانان را از آگاهي يافتن باز داشت. در حال حاضر در هر خانه ايي دست كم يك رايانه وجود دارد و جوانان با كل دنيا در ارتباط اند در چنين عصري مرزي وجود ندارد كه بتوان مرزها را بسته و از ورود خبرها و اتفاقات ناخواسته جلوگيري كرد. خيلي وقت‌ها جوانان خيلي زودتر از بعضي رسانه هاي درجه دو و سه، اطلاعات را دريافت مي‌كنند.
ما بايد اين واقعيت را بپذيريم كه افكار و روش فرقه ها به كشور ما وارد مي‌شود، بايد راه‌هاي مقابله با آنها را بررسي كنيم. قرآن مي‌فرمايد: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب» (همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.) (زمر/ 18)
بايد بيان‌هاي متفاوتي باشد تا احسن آنها مورد تبعيت قرار گيرد، مجامع علمي بايد احسن قول را تبيين كنند. بايد بين معارف ناب شيعي و بين مطالب فرقه ها بررسي و تطبيق به عمل آيد و اين تطبيق ها در قالب كتاب، مجله، سي دي، فيلم و ... منتشر شده و در اختيار جوانان قرار گيرد و جوانان بتوانند به اختيار خود معارفي را كه نياز دارند انتخاب كنند.

* آيا آمار دقيقي از تعداد فرقه‌ها در ايران وجود دارد؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: اين كه بشود به طور دقيق، آمار فرقه‌ها يا اهل فرقه ها را مشخص كرد نه تنها بعيد است بلكه به جرأت مي‌توان گفت كه هيچ كس و هيچ نهادي از تعداد فرقه‌ها، جمعيت و پراكندگي جغرافيايي، فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي فرقه‌ها اطلاع دقيق و جامعي ندارد.
عدم وجود اطلاعات جامع به اين معنا نيست كه هيچ اطلاعاتي از فرقه‌ها موجود نيست بلكه اين اطلاعات به صورت منسجم، مشخص و فايل‌بندي شده و به صورت يكجا وجود ندارد. البته ظاهراً در يكي از ارگان‌ها چنين برنامه‌اي شروع شده كه اميدواريم با تدبيرات مدبرانه بتوانند اين امر خطير را به سرانجام برسانند.
البته اين را هم بگويم كه نبود اطلاعات دقيق، تك عاملي نيست كه دنبال مقصر بگرديم، بلكه عوامل متعددي موجب شده كه اطلاعات دقيقي وجود نداشته باشد.

* لطفا چند عامل را بيان كنيد و بفرماييد چرا در مقابل فرقه ها و عرفان هاي انحرافي ضعيف عمل مي كنيم؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: در كشور ما نهادها، ارگان‌ها و مؤسسات مختلفي در زمينه فرقه ها، فعاليت مي‌كنند كه هر كدام از اين ارگان‌ها اطلاعاتي دارند كه در اختيار نهاد، ارگان يا موسسه ديگر قرار نمي‌دهند. به عبارت ديگر متاسفانه بين اين فعالان نسبت به يكديگر، حالت رقابت يا بي اعتمادي وجود دارد.
گاهي برنامه‌ها و جلساتي تشكيل مي‌شود كه اين كار به صورت گروهي و با همكاري بيشتري صورت پذيرد لكن اين امر موفقيت‌آميز نبوده به دليل اين كه در اين مواقع، هر ارگان، نهاد يا مؤسسه‌اي خود را موفق فرض كرده و فعاليت‌هاي ديگران را قابل نقد دانسته و لذا بيشتر تمايل داشته كه خود، در محور اين فعاليت‌ها باشد و به اين دليل هرگز تبادل اطلاعاتي به معناي واقعي صورت نمي‌گيرد. در نتيجه اين عدم تبادل اطلاعات، سبب موازي‌كاري‌ها و اتلاف وقت‌ها و هزينه‌هاي زيادي مي شود.
عامل ديگر اينكه در اين ارگان‌ها، نهادها و مؤسسات، افرادي جذب شده اند كه از بنيه‌هاي علمي لازم برخوردار نيستند. متاسفانه اين افراد دوست دارند بر افراد علمي مديريت كنند و اين برخورد هم نتيجه نمي دهد و در نتيجه كار زمين مي‌ماند.
عامل ديگر استفاده نكردن از افرادي كه پايه‌هاي علمي قوي‌تري نسبت به موضوع فرق و اديان دارند. اين عدم استفاده شايد سليقه‌اي يا به دليل عدم شناخت اين افراد و گاهي هم به بازي‌هاي سياسي و جناحي بر مي‌گردد؛ اين كار به هيچ عناون جالب به نظر نمي‌رسد و ضررهاي زيادي به جامعه وارد مي‌كند. اعمال سليقه شخصي، خسارت به بار مي‌آورد.
عامل ديگر اين است كه افراد متخصص در حوزه عرفان اسلامي، كمتر مورد توجه قرار مي گيرند و بعضي وقتها مورد توجه نيستند در حالي كه اين افراد، بهتر مي توانند مردم و به خصوص جوانان را با معنويت اسلام آشنا كنند و آنها را از دام فرقه هاي انحرافي و عرفان هاي كاذب نجات دهند.

ـ حجت الاسلام مددي: متاسفانه اخيرا مشكل ديگري بين عده معدودي از افراد و مؤسسات كه در زمينه فِرَق و اديان فعاليت مي‌كنند به وجود آمده و آن نگاه اقتصادي به اين مقوله است. يعني برخي به مسأله فرق و اديان با عينك اقتصادي نگاه مي‌كنند و فكر مي‌كنند كه اين سفره پهن شده و موقعيتي پيش آمده كه مي‌توان درآمد خوبي از آن، كسب كرد. اين بينش رسالت اهل علم را برابر بدعت ها زير سؤال مي‌برد. از طرفي ديگر، نظرات متفاوتي در ميان مسئولان كشور در برهه‌هاي مختلف، وجود داشته است. برخي ديدگاه افراطي داشته‌اند و برخي تفريطي و برخي اصلا نمي‌دانستند يا نمي‌دانند كه فرقه چيست و مأموريت فرقه‌ها و اهل فرقه‌ها در كشور ما چيست؟

*نمادها و علامت‌هاي مخصوص هر فرقه چه ميزان مي‌تواند در تشخيص اهل فرقه مؤثر باشد؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: نمي‌توان نظر كلي بيان كرد. چون برخي از مردم به ويژه جوانان از نمادها، لباس‌ها، آرايش‌ها به خصوص آرايش موي سر و ... استفاده مي‌كنند در حالي كه اهل اين فرقه‌ها نيستند و چه بسا وقتي مفهوم اين نمادها را مي‌فهمند به شدت از آنها فاصله مي گيرند.
جوانان نوعاً به خاطر زيبايي يا تنوع طلبي از اين مسائل استفاده مي‌كنند. لذا كار جوانان، تأييد اين فرقه يا آن فرقه نيست.
البته منظور اين است كه بيشتر جوانان معنا و مفهوم اين نمادها را نمي دانند و به خاطر مد و مانند آن استفاده مي كنند. برعكس قضيه نيز صادق است چه بسا افرادي هستند كه اهل فرقه اي مشخص اند ولي ظاهري كاملا ساده و معمولي دارند. لذا به نظر مي آيد نبايد كسي را صرفا به خاطر اينكه از نمادي استفاده كرده، داخل در فلان فرقه بدانيم.
از جهت ديگر نبايد در مراكز فروش، انواع نمادها به راحتي قابل خريد و فروش باشد و مسئولان امر در اين مورد نيز بايد اقداماتي به عمل آورند چون استفاده از همين نمادها نوعي علاقه به وجود مي‌آورد و برخي از اين نمادها با نمادهاي اسلامي و شيعي در تعارضند.

ـ حجت‌الاسلام مددي: دو نكته ديگر هم در اينباره وجود دارد كه نبايد از آن غفلت كرد و آن اينكه گاهي عملي با تكرار، قبح و زشتي خود را از دست مي‌دهد و در چشم مردم، عادي جلوه مي‌كند. پوشش‌ها و نمادهاي غير متعارف اگر زياد شود و به صورت گسترده درآيد، ناخودآگاه موجب عادي شدن آنها در عرف جامعه شده و راه مقابله با آنها سخت‌تر مي‌شود.
نكته ديگر هم اين است كه گاهي مي‌بينيم برخي از نمادها به صورت گسترده بين مردم مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه بايد دقت شود كه چه عاملي موجب پخش گسترده فلان نماد بين جوانان شده؟ و آيا دست‌هايي در كار بوده است يا نه؟‌

* به نظر شما متولي مقابله با فرقه‌ها و عرفان‌هاي كاذب چه كساني بايد باشند؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: بحث فِرَق، بحث انديشه‌هاست هر چند در كنار انديشه، فعاليت‌هاي ديگري از قبيل فعاليت‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ... انجام مي‌دهند كه سبب تقويت يا تضعيف فرقه‌ها مي‌شود.
انديشه به وسيله تبيين و تدوين كننده‌ها زنده و پابرجا است و اگر انديشه‌اي تبيين گر و تدوين‌گر خوبي نداشته باشد به حالت خمودي رفته و فراموش مي‌شود نه اين كه از بين برود. هر وقت انديشه فراموش شده‌اي دوباره تبيين‌گر خوبي پيدا كرد دوباره جان گرفته و مطرح مي‌شود. نتيجه اين كه بحث فرق و اديان بحث انديشه‌هاست و انديشه را بايد با انديشه پاسخ داد، بايد بحث علمي كرد و محل بحث علمي در مجامع علمي است اما بايد خروجي‌هاي اين مجامع براي مردم در قالب و بسته‌هاي گوناگون عرضه شود.
بحث فرقه و اديان چون بحث علمي است، حوزه و دانشگاه بايد به همراه هم، سردمداران اين بحث باشند و متحدانه، آرا و انديشه‌هاي فرقه ها و اديان مختلف را به معارف ناب شيعي عرضه كرده و اشكالات آنها را تبيين و همراه با جواب‌هاي علمي براي اهل علم و با زبان عرفي و ساده براي عموم مردم ارائه دهند.
به نظر مي‌آيد كارهايي كه از سوي اين دو نهاد در اين زمينه انجام گرفته رضايت مقام معظم رهبري را در پي نداشته است زيرا ايشان در سفر با بركتشان به شهر مقدس قم در ديدار با فضلا و طلاب حوزه علميه قم خطر فرقه‌ها را دوباره گوشزد كردند و از اين دو نهاد خواستند كه فعاليت هاي علميشان را مضاعف كنند.
البته گاهي اوقات برخي از فرقه‌ها، آرايش سياسي به خود مي‌گيرند و امنيت ملي كشور را به خطر مي‌اندازند كه در اين صورت، مسئولان امنيتي و قضايي بايد به وظايفشان عمل كرده و از امنيت و استقلال كشور دفاع كنند.
به نظر مي‌رسد كه در عصر حاضر، بيشتر فرقه‌ها نقش مزدور را ايفا مي‌كنند چون خيلي از اين‌ها سرسپرده استكبار جهاني‌اند و توسط آنها پشتيباني مي‌شوند و در خيلي از فتنه‌ها دست اينها را مي‌توان ديد.

* ميزان ارزيابي اين فرق و عرفان‌هاي كاذب چيست؟

ـ حجت‌الاسلام نوين: به نظر شيعه، ميزان سنجش درستي و نادرستي هر تفكر و انديشه‌اي، هر روش و عملكردي، نقل قطعي (يعني قرآن كريم، سنت پيامبر اكرم و امامان معصوم) و عقل قطعي است و بايد همه بينش‌ها و گرايش‌ها به قرآن كريم، و سنت معصومين (ع) و عقل عرضه شود تا در روي آنها غربال‌گري صورت گيرد.

با تشكر از شما كه در اين ميزگرد شركت كرديد. بنابراين اگر بخواهيم اين ميزان سنجش درستي و نادرستي مطالب را باز كرده و توضيح دهيم بايد بگوييم اگر ‌انديشه‌اي يا عملكردي با نقل قطعي و عقل قطعي مخالف بود، مردود و نادرست خواهد بود و راه تشخيص نقل قطعي و عقل قطعي و نيز راه تشخيص اينكه فلان عقيده و فكر با نقل و عقل مخالف است و قابل جمع نيست و يا مخالف آندو نيست، توسط متخصص صورت مي گيرد و تنها تشخيص متخصص مربوطه است كه اعتبار علمي دارد. به هر حال هر رشته و فني متخصص مخصوص به خود را دارد. در مورد نقل و عقل قطعي هم كساني كه سال‌ها در علوم و فنون مختلف اسلامي مانند فقه، علوم قرآني، تفسير، رجال و حديث، كلام، فلسفه، اخلاق و عرفان زحمت كشيده و كار كرده اند، مي توانند اظهار نظر كنند كه كدام بينش با دين اسلام سازگار است و كدام بينش و روش با اسلام سازگار نيست. البته هر كسي مي‌تواند اظهار نظر كند لكن نظرش براي خود محترم است و اعتبار و حجيت علمي ندارد ضمن اينكه در مسائل عرفاني و معنوي، متخصصين حوزه عرفان اسلامي، كارشناسان اين بخش هستند و بايد از آنها اين مسائل را پرسيد و مدد جست.
يعني بايد مؤسسات، مراكز و نهادهاي فرهنگي، مطالب را به كارشناسان واقعي ارجاع دهند و پاسخ بگيرند و سپس آن پاسخ ها را در قالب بسته‌هاي متنوع و گوناگون فرهنگي در جامعه تبليغ و ترويج دهند. به عبارت ديگر بخش نرم افزاري آن به عهده متخصصين است و بخش سخت‌افزاري آن به عهده مجريان مسائل فرهنگي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 9:45  توسط بصیرت دینی  |